تبليغاتX
!.!!!.!!...ساحره ی سرگردان


!.!!!.!!...ساحره ی سرگردان

من همونم که همیشه , غم و غصه ام بی شماره ... همه چی تموم شد

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبي آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمي انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را مي شنوم؛ مي بينم.

من به اين جمله نمي انديشم.

به تو مي انديشم.

اي سرپا همه خوبي!

تک و تنها به تو مي انديشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان.

تو بيا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.

من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛

ريسماني کن از آن موي دراز؛

تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستي تو بجوش.

من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش

نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 1:31 توسط NaNa| |

 

تو که ماه بلند در هوایی

منم ستاره میشم و دورت رو می گیرم

تو که ستاره میشی و دورم رو می گیری؟

منم ابری میشم روت رو میگرم

تو که ابری می شی روم رو میگیری؟

منم بارون میشم و تند تند می بارم

تو که بارون می شی تند تند می باری؟

منم سبزه می شم سر در می یارم

تو که سبزه می شی سر در می یاری؟

منم گل می شم و پهلوت می شینم

تو که گل می شی و پهلوم می شینی؟

منم بلبل می شم چهچه می خونم....

 

نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 6:15 توسط NaNa| |

دستام از این که هست تنهاترم می شه
دروغ بگو بازم ، دروغ بگو بازم ، من باورم می شه

چه بی هوا می ره عطر تو از دستم
اونجا که باید دید ، اونجا که باید دید ، من چشمامو می بستم

دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم
دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم

دستام از این که هست تنهاترم می شه
دروغ بگو بازم ، دروغ بگو بازم ، من باورم می شه

چه بی هوا می ره عطر تو از دستم
اونجا که باید دید ، اونجا که باید دید ، من چشمامو می بستم

دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم

دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم

دنیای وارونه اینو خوب می دونه
منه دیوونه ، تو رو دوست دارم
اون همه بدی هات دوباره با صدات
گم می شه ، می ره زود از یادم

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 17:39 توسط NaNa| |

وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت

وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن


ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو

وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت

وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن


ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو

ای نمی دونی دل آدم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
دل ادما رو دل ادما رو
ای دل ادما رو

دل ادما رو دل آدما رو
دل ادما رو دل آدما رو

 

نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 23:18 توسط NaNa| |

تو نیستی شب اومده

بدون تو حالم بده

دوباره به سرم زده

                                                              بی خوابی

بیا ببین شکستمو

کاشکی بگیری دستمو

گرفته جون خستمو                                     بی تابی

نبودنت مصیبته

 یه ترس بی نهایته

منو گرفته وحشت                                       تنهایی

آشفتگی تو صدام

کاشکی خودتو بذاری جام

فقط همین مونده برام                                  رسوایی

 

زجری که بی تو می کشم کشنده است

مثل خوره تو جونه لحظه هامه

رفتنت از پیش من مثل یه انتقامه

یه عالمه فکر و خیاله مخفی

نبودنت سورژه ترسیدنه

این که نشد زندگی مرگ رو به جون خریدنه

میون تاریکی این لحظه ها

من توی دنیایی خودم اسیرم

با غصه ی رفتنت تا حد مرگ می رم......

یه فرصت دوباره از تو می خوام

یه فرصت کوچک عاشقونه

برای من یه گوشه ی توی دلت

کاشکی یه جای بخشش ای بمونه

دوباره قلب رو می بره

 تیزی ترس و دلهره

دوباره غصه می خوره                                  این عاشق

این روزگار شرم آوره

لحظه به لحظه بدتره

بی تو به سختی می گذره                           با هق هق

تو نیستی شب اومده

بدون تو حالم بده

دوباره به سرم زده

                                                              بی خوابی

بیا ببین شکستمو

کاشکی بگیری دستمو

گرفته جون خستمو                                     بی تابی

نبودنت مصیبته

 یه ترس بی نهایته

منو گرفته وحشت                                       تنهایی

آشفتگی تو صدام

کاشکی خودتو بذاری جام

فقط همین مونده برام                                  رسوایی

 

 

نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 20:11 توسط NaNa| |

ستاره بارون کن و داغون کن و بیا حالم و دگرگون کن و برو

دیوونه بازی کن و نازی کن و بیا باز دل و راضی کن و برو

موهات و افشون کن بیا باز دل و پریشون کن و برو

شیدا شو و غوغا کن و بیا آتیش و برپا کن و برو

نمون اینجا برو نمون اینجا

نمون اینجا برو نمون اینجا

دنیا حس موندگار نیس برو

به این عشقا اعتبار نیست برو

نه گناه منه نه تقصیر تو

این زمونه سازگار نیست برو

نمون اینجا برو نمون اینجا

نمون اینجا برو نمون اینجا

ستاره بارون کن و داغون کن و بیا حالم و دگرگون کن و برو

دیوونه بازی کن و نازی کن و بیا باز دل و راضی کن و برو....

 

 

نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 17:40 توسط NaNa|

فاتح شدم

خود را به ثبت رساندم

خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم

و هستیم به یک شماره مشخص شد

پس زنده باد ( .... ) صادره از بخش ۱ تهران

**

و این منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین

و یاس ساده ی غمناک آسمان

و ناتوانی دست های سیمانی

...

 

نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 19:12 توسط NaNa| |

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

کوهها لاله زارن، لاله‌ها بيدارن

تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن

توی کوهستون، دلش بيداره

تفنگ و گل و گندم داره مياره

توی سينه‌اش جان جان جان

يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

لبش خنده نور

دلش شعله شور

صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور

توی کوهستون، دلش بيداره

تفنگ و گل و گندم داره مياره

توی سينه‌اش جان جان جان

يه جنگل ستاره داره

نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 18:14 توسط NaNa|

صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 21:35 توسط NaNa| |

مثل باد سرد پاییزغم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی آسمون تشنه خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی
اگه زندگی عذابه یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم میگم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی
این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار من خودم سنگ صبورم

آسمون تیشه ات شکسته من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام میمونم
اگه زندگی عذابه یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم میگم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد
آسمون تیشه ات شکسته من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام میمونم
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 18:47 توسط NaNa| |


من از صداي گريه تو
به غربت بارون رسيدم
تو چشات باغ بارون زده ديدم...

چشم تو همرنگ يه باغه
تو غربت غروب پاييز
مثل من از يه درد کهنه لبريز...

با تو بوي کاهگل و خاک
عطر کوچه باغ نمناک
زنده ميشه...

با تو بوي خاک و بارون
عطر ترمه و گلابدون
زنده ميشه...

تو مثل شهر کوچيک من
هنوز برام خاطره سازي
هنوزم قبله معصوم نمازه...

تو مثل ياد بازي من
تو کوچه هاي پير و خاکي
هنوزم براي من عزيز و پاکي

نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 22:55 توسط NaNa| |

داغ یك عشق قدیمو اومدی تازه كردی
شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه كردی
آتش این عشق كهنه دیگه خاكستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود

به عشق تو زنده بودم منو كشتی
دوباره زنده كردی
دوست داشتم دوسم داشتی منو كشتی
دوباره زنده كردی

تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی می زنم
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم منو كشتی
دوباره زنده كردی
دوستت داشتم دوستم داشتی منو كشتی
دوباره زنده كردی

رفته بود هر چی كه داشتیم دیگه از خاطر من
كهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش كرده بودم همه روزای خوبو
اومدی آفتابی كردی تن سرد غروبو

عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم منو كشتی
دوباره زنده كردی
دوستت داشتم دوستم داشتی منو كشتی
دوباره زنده كردی
نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 17:41 توسط NaNa| |

توازشهرغريب بی نشونی اومدی

توبااسب سفيدمهربونی اومدی

توازدشتای دوروجاده های پرغبار

برای همصدايی همزبونی اومدی

توازراه می رسی پرازگردوغبار

تموم انتظارميادهمرات بهار

چه خوبه ديدنت چه خوبه موندنت

چه خوبه پاک کنم غباروازتنت

غريبه آشنا دوستت دارم بيا

منوهمرات ببر به شهر قصه ها

بگيردست منو تواون دستا

چه خوبه سقفمون يکی باشه باهم

بمونم منتظرتابرگردی پيشم

توزندونم باتومن آزادم

غريبه آشنا دوستت دارم بيا

می شينم ميشمرم روزهاولحظه ها

تابرگردی بيای بازم اينجا

چه خوبه سقفمون يکی باشه باهم

بمونم منتظرتابرگردی پيشم

توزندونم باتومن آزادم

غريبه آشنا دوستت دارم بيا

 

نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 23:58 توسط NaNa| |

یه روز اومدی مثله موج دریا

بوی پیرهنت مثل خواب و رویا

سایه های ما رو شن های ساحل

پا به پا     بی صدا     غرق تمنا

یه روز اومدی تو سکوت سردم

سر به راه شدی دل دوره گردم

حالا چی شده که میخوای جدا شی؟

چی شده؟تو بگو من چه کردم؟

حالا باز منو و نسیمو و موجو و دریا

می مونیم بدون تو غریبو تنها

به خدا بی تو یه صدف شکستم

به خدااااااااااااااااااااااااااا

دوباره تو باد موهاتو رها کن

منو راهیه شب قصه ها کن

میمیرم واسه تب تند لب هات

دوباره زیر لب اسممو صدا کن

اشکمو پاک کن از گونه ی من

بازم سر بزار روی شونه ی من

منو سیاه کن با دروغ تازه

بگو که میگیری بهونه ی من

حالا باز منو و نسیمو و موجو و دریا

می مونیم بدون تو غریبو تنها

به خدا بی تو یه صدف شکستم

به خدااااااااااااااااااااااااااا


 

نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 23:23 توسط NaNa| |

گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم

من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم

با این سوال بی جواب پناه به آینه میبرم

خیره به تصویر خودم میپرسم از کی بگذرم

یه سوی این قصه تویی یه سوی این قصه منم

بسته بهم وجود ما تو بشکنی من میشکنم

نه از تو میشه دلبرید نه با تو میشه دلسپرد

نه عاشق تو میشه موند نه فارغ از تو میشه بود

هجوم بن بست رو ببین هم پشت سر هم رو به رو

راه سفر با تو کجاست من از تو میپرسم بگو

بن بست این عشقو ببین هم پشت سر هم رو به رو

راه سفر با تو کجاست من از تو میپرسم بگو

تو بال بسته منی من ترس پرواز توام

برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم

 

نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت 13:34 توسط NaNa| |


Design By : Night Skin